وجود ,جبری ,وقتی باشم ,باشم وقتی ,داشته باشم 

 

نه

نه ٬هنوز اونقدرها هم که فکرشو میکنی خودخواه نشدم که پیش تر برم.

پیشتر رفتن تو  وضعیت الان من خطرناکه

خطرناکه برای من و  خودخواهیه نسبت به تو

 

نه اصلن هم قضیه  شکست نفسی و خودکم بینی و امثالهم نیست..

واقع بینیه محضه.« به قول شاه ماهی جانم  ما خودِ دردیم این نگاهی گذرا نیست»

اینو نمیگم که از خودم سلب مسئولیت کنم ٬ نمیگم که خودمو بسپارم به مثلا جریان زندگی و قسمت و فلان

قرارنیست چندان جبری نگری و جبری باوری و جبری محوری و به دنبالش  شانس و ذات و از این دست مفاهیمو پیشه زندگیم کنم...اصلا.

«ما بی تفاوت به تماشا ننشستیم»

یعنی قراره تا زمانی که همه این مفاهیم‌رو در 'عمل 'شکستم و بی معنیشون کردم 

وقتی که واقعا شایسته ی خواستن شدم ٬بخوام.

پس تا اون موقع یا بهتره بگم درطول این مدت میخوام که به اندازه وجود و بودنم بخوام.

نمیخوام احتیاجی به حرف همون شاعر بداخلاق با استعداد داشته باشم و همش تکرار کنم: مرا پیداکن

مراپیداکن

حتی ..حتی اگرقرار بر پیداکردن هم باشه باید وجود داشته باشم...

وقتی "باشم"وقتی "باشم"

همه چیز درست پیش میره و میشم شایسته ی شرایطی که خودم با حضورخودم به وجود آوردم.

سخت هست اما قشنگه

و قشنگیش به الهام بخشی توئه٬ امید بخشیدن ِتو

«ای تو تک چراغ این شب تار»

 

+اردلان عزیز هم که  تا تونسته بین آ بینِ بیان احساساتم افتخار حضور ترانه ی قشنگشو بهم داده منبع اصلی مطلب : شاخه ی شبانه ی اندیشه
برچسب ها : وجود ,جبری ,وقتی باشم ,باشم وقتی ,داشته باشم

اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سازندگی و برازندگی